بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

140

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

عالم ربانى ، مرحوم ملا احمد نراقى در كتاب معراج الّسعاده مىفرمايد : آدمى را جز بدن جزئى ديگر است كه از جنس بدن نبوده ، در خواب كه راه حواس بسته شود و بدن از حركت بازماند و چشم از ديدن و گوش از شنيدن بسته و تن در گوشه‌اى ساكن و بىحس شود ، با اين وجود آدمى در آفاق و اطراف عالم مشغول سير كردن باشد كه اگر نفس را صفاتى باشد در آن‌وقت آدمى در عالم ملكوت راه يابد كه در حالت هوشيارى نتواند ، پس بدن آلتى از براى نفس است و شناخت آن چون از مجردات است صعب و حال آنكه شناخت تن سهل باشد . هر نفسى در مبادى آفرينش و آغاز طفوليت از جميع صفات و ملكات خالى است و حصول ملكات و تحقّق به واسطه تكرار اعمال و افعال رخ مىدهد كه در برخورد اول ، اثرى از آن در دل حاصل و با تكرار مستحكم و ثابت مىگردد و نفس همچنان كه انگشت چون مجاور آتش گردد حرارت در آن اثر كرده و گرمى در آن ظاهر ، لكن ضعيف است و به‌مجرد دور كردن از آتش سرد و هرگاه مجاورت طول كشد تأثير حرارت بيش‌تر و رنگ آتش در آن به هم رسد و بعد از آن روشن شود و آتشى مىگردد كه هرچه به آن نزديك شود را مىسوزاند و هرچه به آن مقابل شود را روشن مىسازد و همين است سبب در سهولت تعليم اطفال و تأديبشان و صعوبت تغيير اخلاق مشايخ و پيران و فايده علم اخلاق ، پاك ساختن و تهذيب نفس است ، همچنان‌كه صحّت بدن با دفع امراض حاصل گردد . پس تن مملكتى است كه خداوند عالم آن را به اقطاع روح مجرد مقرر فرمود و از براى روح در اين مملكت از اعضا و جوارح و حواس و قواى ظاهريّه و باطنيّه لشكر و خدم بسيار قرار داده و از ميان ايشان ، قواى اربع عقل ، شهوت ، غضب و وهم ، حكم كار